تیم آزمایشگاهی یا سکوی پرتاب؟
آیا به دلخوشی جوانانی که در سرما روی سکوهای سرد و سیمانی به امید پیروزی تیم شهرشان می نشینند فکر کرده اید؟
مطمئنا با حضور در استادیوم و نشستن روی صندلی های مبلی جایگاه VIP نمی توان سردی دستان تماشاگری که همه پول جیبش را برای تماشای بازی تیم محبوبش خرج کرده و مجبور است تمام مسیر طولانی برگشت به خانه را پیاده بپیماید حس کرد.
واقعیت این است که تربیت سکوی پرتاب است، مثل یک تیم آزمایشگاهی، از بازیکن گرفته تا مربی و اگر مسئولان این باشگاه وقت کافی برای توجه ، برنامه ریزی و مدیرت تیم فوتبال را ندارند، اداره این باشگاه پرهوادار را به اهل فن واگذار کنند.
اگر مشکلات اقتصادی مانع از حضور مربیان درجه اول و حتی دوم فوتبال ایران به یزد می شود، چرا به جای استفاده از غیربومی ها از سرمربی بومی استفاده نمی کنید؟
مگر سرمربیان مطرح شهرستانی نظیر منصور ابراهیم زاده، کربکندی، دستنشان، میثاقیان و ... ، از یک تیم لیگ برتری کارشان را شروع کرده اند؟
قصه اینطوری به نظر می رسد که تیم تربیت از داشتن مدیریت مقتدر ، مسلط به اوضاع و احوال فوتبال و البته تمام وقت، برخوردار نیست و برای جذب بازیکن، انتخاب سرمربی و ... به گونه ای تصمیم گرفته میشود که جای بحث دارد.
وقتی برای اولین بار برای مذاکره با تیم فولاد یزد به این شهر آمد، ابتدا شروط مالی را مطرح کرد، هنوز توافقات نهایی نشده بود که وی سر از شیرین فراز درآورد، در این باره هم شاید حق با او باشد، چراکه مربیانی نظیر برگی زر نقد را به نسیه نمی دهند.
سابقه آنچنان درخشانی در مربیگری ندارد، جز صعود به لیگ برتر با پیام خراسان که آن هم در سایه حمایت های خداداد عزیزی اتفاق افتاد.
در اتکا روزگار پر فروغی نداشت و به عنوان دستیار در شهرداری تبریز و لیگ یک به کار گرفته شد، سپس به کرمانشاه رفت، در شیرین فراز نیز توفیق چندانی به دست نیاورد و در حالی که قرارداد وی با این تیم به اتمام نرسیده بود، سر از یزد و تیم تربیت در آورد.
همراه با دستیارانش در یزد مستقر شد و در فصل گذشته نتوانست جایگاه خوبی برای تربیت در پایان فصل دست و پا کند، شنیده می شد برای حضور در راس کادر فنی ابومسلم به دفتر مدیر این باشگاه مراجعه کرده ولی پس از اینکه باشگاه ابومسلم دست رد به سینه این مربی بومی زد، وی برای نخستین بار در تیمی غیر مشهدی برای دومین سال پیاپی ماندگار شد.
فرصت زیادی برای بستن تیم و جذب مهره های مورد نیاز داشت و درابتدای فصل از خریدهای تیمش ابراز رضایت کرده بود اما طولی نکشید که پس از شش هفته و کسب تنها 7 امتیاز و حضور در رده دهم جدول بهانه ها شروع شد.
این مربی پس از شکست خانگی و تحقیرآمیز تیمش مقابل پاس همدان، طبق معمول در محل استقرار مربیان جهت مصاحبه مطبوعاتی حاضر نشد و هنگامی که خبرنگاران برای مصاحبه سراغش را گرفتند، پاسخ اولش خنده بود و از جواب دادن طفره رفت و حتی حاضر نشد از روی نیمکتی که نشسته بود بلند شده و رو در روی خبرنگاران جوابگوی سوالات آنها باشد، در مورد بلند نشدنش از صندلی پس از شکست سنگین از پاس و شعار های تماشاگران علیه وی، شاید دلیل قانع کننده ای داشته باشد که البته برای ما خبرنگاران خیلی مهم نیست.
برگی زر در قسمتی از مصاحبه اش در پایان بازی با پاس همدان گفت: من و این بازیکنان برای کاسبی به یزد آمده ایم و وقتی پول نمی دهند و بازیکن من پول تو جیبی ندارد، معلوم است وضعیت این چنین می شود! استاندار هم که آمد، به جای اینکه بازیکنان روحیه بگیرند، همه چیز خراب تر شد!
همین امروز و یا فردا است که او با سابقه دو سال سرمربی گری در تیم اول استان یزد، در تکاپوی یافتن تیمی جدید برای سالهای بعد خود باشد.
در جستجوی دلایل ناکامی تربیت و روشن شدن اذهان عمومی و افکار فوتبالدوستان یزدی وقتی کسب نتایج ضعیف و دلیل تحریم تمرینات را از سرمربی تیم سوال می کنیم، انتظار می رود جوابی منطقی بگیریم، وی ضمن طفره رفتن از تمامی سوالات، مشکلات مالی را پیش می کشد، از ایشان سوال داریم، کدام یک از تیم های فوتبال در لیگ دسته اول مشکل مالی ندارد؟
تقریبا همه تیم های دسته اولی و حتی لیگ برتری در فوتبال ایران، با مشکلات مالی روبرو هستند و دقیقا تیم هایی بیشترین ضربه را می خورند که در راس مدیریت باشگاه ویا کادر فنی افراد ضعف بیشتری دارند.
سوال ما این است که حتی در این شرایط بد مالی هم جذب مربیان که در شهر خودشان هم اجازه سرمربی گری ندارند را بها دادن به مربیان بومی ترجیح می دهیم.
ادامه مطلب
گزارش کامل بازی در ادامه مطلب
ادامه مطلب
تيم فوتبال فولاد يزد در مقابل تيم شهرداري اراك يك بر صفر شكست را متحمل شد .
در اين مسابقه كه در اراك برگزار شد ، تيم شهرداري اين شهر موفق گرديد در دقيقه 90 توسط آرش روشني پور به گل دست يابد .
با اين شكست تيم فولاد يزد با هفت امتياز در رده چهارم گروه اول اين مسابقات باقي ماند.
همچنين تيم فوتبال تربيت يزد هم با نتيجه پرگل سه بر يك از تيم گهر زاگرس درود لرستان شكست خورد .
در اين مسابقه كه در لرستان برگزار شد تيم گهر موفق گرديد در دقايق هشت ، 13 و 32 توسط علي قرباني دو گل و محمد غلامي به پيروزي برسد.
تنها گل تربيت يزد هم در دقيقه 65 نيمه دوم و توسط حامد جاجتي به ثمر رسيد .
تربيت يزد با اين شكست خارج از خانه داراي شش امتياز است و در رده هشتم گروه دوم ليگ آزادگان قرار دارد .
تربیت در دو دیدار گذشته خود یک پیروزی در خانه و یک شکست خارج از خانه داشت و برای فاصله نگرفتن از مدعیان نیاز به پیروزی برابر شیرین فرازی داشت که هادی برگی زر سرمربی فعلی تربیت ، فصل گذشته با حواشی زیادی از آن تیم جدا شده بود.
دیگر نماینده فوتبال یزد نیز موفق شد در خانه یکی دیگر از مدعیان گروه خود را شکست بدهد، فولادی ها که در دو بازی نخست خود در لیگ دسته اول کشور برابر تیم های مدعی ابومسلم و پیکان صاحب یک برد و یک تساوی شده بودند، در هفته سوم بار در یزد میزبان یکی دیگر از مدعیان صعود به لیگ برتر بودند، شهرداری بندرعباس با کاسمیرو پرتغالی برای کسب امتیاز به یزد آمده بود که در نهایت دست خالی یزد را ترک کرد.
برد ميليمتري تربیت در بازی هوایی
در سومین هفته از رقابت های لیگ دسته اول فوتبال کشو جام آزادگان ، تیم تربیت یزد با شکست حریف خود به جمع بالا نشینان جدول رده بندی پیوست.
پیروزی در این دیدار برای هادی برگی زر سرمربی تربیت از اهمیت ویژه ای برخوردار بود، چراکه درصورت شکست در این دیدار تربیت پس از سه بازی، سه امتیازی می ماند و با توجه به بازی خارج از خانه در هفته چهارم با مشکلات جدید تری روبرو می شد و در کنار این موضوع برگی زر که فصل پیش با حواشی زیادی از شیرین فراز جداشده بود، انگیزه زیادی برای اثبات شایستگی هایش داشت.
گزارش کامل بازی تربیت و فولاد در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
هیچکس آقازاده نمی شود
نشست مطبوعاتی تیم فوتبال فولاد یزد همزمان با نخستین سالروز درگذشت محسن آقازاده سرمربی فقید این تیم، با حضور مدیرعامل ، سرمربی، سرپرست و مربیان این تیم برگزار شد و محمدصالح عسکرشاهی گفت: هیچکس نمی تواند جای آقازاده را بگیرد، او برای باشگاه فولاد یک اسطوره بود.
مدیرعامل باشگاه فولاد یزد در ابتدای این نشست ضمن گرامیداشت یاد و خاطره محسن آقازاده سرمربی فقید این تیم گفت: خوشبختانه امسال تیم خوبی بسته ایم و به توانایی های بازیکنان و مربیان تیم ایمان داریم.
برای مشاهده مصاحبه کامل مدیرعامل و سرمربی فولاد به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...
ادامه مطلب
اما مرخصی ندادن، منم بدون مرخصی و پای پیاده، از مشهد تا طرقبه (۱۸ کیلومتر) دویدم و بعد از دیدن خانواده، دوباره از طرقبه تا مشهد را دویدم و رفتم پادگان …
پادگان، که رسیدم دیدم گروهبان متوجه غیبت من و چند نفر دیگه شده، که همه رو به خط کرد و گفت دور پادگان رو باید بدوید …
شروع به دویدن که کردیم بعد از 1000 متر سرباز های دیگه خسته شدند، اما من دور کامل دویدم و ایستادم…!
فرمانده ی گروهان که دویدن من رو ندیده بود، گفت مگه نگفتم دور کامل باید بدوی؟
گفتم دویدم قربان …
گفت فضولی موقوف. .!
دوباره باید بدوی…!
خلاصه، دو دور دیگه به مسافت 8 کیلومتر دویدم و سر حال، جلوی فرمانده ایستادم و همین باعث شد مسیر زندگی ام تغییر کند…!
یک روز، من رو با یک جیپ ارتشی به میدان سعد آباد مشهد بردند، برای مسابقه…
رییس تربیت بدنی تا من رو دید، گفت:
چرا کفش و لباس ورزشی نپوشیدی؟
گفتم:
ندارم …!
گفت:
خوب برو سر خط الان مسابقه شروع می شه ببینم چند مرده حلاجی؟
خلاصه با پوتین و لباس سربازی دویدم و دور اخر همه داد می زدن باریکلا سرباز …
برنده که شدم دیدم همه می گن سرباز رکورد ایران رو شکستی …!
من اون روز با پوتین و لباس سربازی رکورد ایران رو شکستم و بهم کاپ نقره ای دادن…!
خبر رکورد شکنی من خیلی زود، به مرکز رسید و بهم امریه دادن تا برم تهران …
با اتوبوس به تهران رفتم و پرسان پرسان، خودم رو به دژبانی مرکز رسوندم و با فرمانده ی لشگر که روبرو شدم، گفت:
تو همون سربازی هستی که با پوتین رکورد شکستی؟
گفتم:
بله قربان …
گفت:
چرا این قدر دیر امدی و سریع من رو سوار ماشین کردند و به استادیوم امجدیه بردن، که قرار بود مسابقه بزرگی انجام بشه …!
مسابقه ی دوی ۵۰۰۰ متر بود و من کفش و لباسی رو که رییس تربیت بدنی مشهد داده بود، پوشیدم و رفتم لب خط…!
یک دفعه صدای تیری شنیدم و هراسناک این طرف اون طرف رو نگاه کردم ببینم چه خبره؟ که دیدم رییس تربیت بدنی با عصبانیت می گه چرا نمیدوی؟
بدو. .!
من نگاه کردم، دیدم، که اون 17 نفر دیگه، مسافتی از من دور شدن و من تازه فهمیدم، که صدای شلیک تیر برای اغاز مسابقه بوده و من چون در مشهد فقط با صدای حاضر رو) مسابقه رو شروع می کردم اینجا هم منتظر همون کلمه بودم، نه صدای تیر …
خلاصه شروع کردم به دویدن و یه عده هم من رو هو می کردن و می گفتن:
مشهدی تو از اخر اولی …!
دور سوم رو که دویدم تازه به نفر اخر رسیدم و تازه گرم شده بودم …!
در دور بعد متوجه شدم، که نفر چهارم هستم و با خودم گفتم:
خدا رو شکر لااقل چهارم می شم…!
سه دور تا اخر مسابقه مانده بود، که دیدم فقط یک نفر با فاصله از من جلوتره…!
دور اخر خودم رو به پشت سرش رسوندم…
به خط پایان نزدیک می شدیم که جلو زدم و اول شدم …!
باز هم رکورد ایران رو شکسته بودم و از عزیز منفرد، که سال ها قهرمان ایران بود جلو زده بودم…!
این ها حرف های استاد علی باغبان باشی، قهرمان دوی ایران است، که ۲۹ سال متوالی بدون حتی یک باخت، مقام نخست مسابقات را در ایران داراست و جالب است، بدانید که تا به حال این رکورد در هیچ رشته ی ورزشی در دنیا شکسته نشده…!
باغبان باشی ۲۱۹ مدال اسیایی و جهانی دارد و در 8 مسابقه ی المپیک شرکت کرده و اول شده!
زمان شاه شنیدم، که پای باغبان باشی شکسته …!
با گروه فیلم برداری رفتیم و وقتی با اون مصاحبه کردم با ناراحتی گفت:
دکتر ها گفته اند باید یک پای من رو قطع کنند …
شب، که فیلم پخش شد ۵۰ خط تلفن جام جم توسط مردم اِشغال شده بود و همه با عصبانیت می خواستن یه جوری به علی باغبان باشی کمک کنن …
همون شب، رضا پهلوی، که در اون زمان ولیعهد بود و نزدیک به ۱۷ سال داشت، به آقای جهان بانی، رییس سازمان ورزش (که اوایل انقلاب اعدام شد) دستوری داده بود، که او هم شبانه به در خانه ی باغبان باشی رفته بود و پاسپورتش را درست کرده بودند و روز بعد ساعت ۱۱ صبح از فرودگاه زنگ زد که:
مثل اینکه معجزه شده و من برای درمان به نیویورک میروم.
در نیویورک پایش را یک پروفسور بزرگ عمل کرد، بعد از دو ماه، که برگشت از همان فرودگاه مهرآباد به ما زنگ زد، که من میخواهم به زودی در یک مسابقهی دو و میدانی شرکت کنم و شما را هم دعوت میکنم.
علی باغبان باشی، وقتی در زمان ریاست جمهوری خاتمی به مراسم تقدیر و نکو داشت پیش کسوتان دعوت شد، زمانی که نام باغبان باشی، در مراسم از طریق بلند گو اعلام گردید، خاتمی از یکی از حاضرین پرسید:
مگر باغبان باشی زنده است؟!
و چه ضیافتی بود، در آغوش کشیدن و اشک به چشم آوردن خاتمی برای قهرمانی که نام ایران را بر بلندای المپیک جهانی فریاد کشید …!

او هنوز در طرقبه زندگی می کند و روحیه ی شاد و ورزش کاری دارد
یادش بخیر: پرسپولیس سال 1375 رو مقایسه اش كنید با پرسپولیس فعلی! دیگه شرح و حال امروز پرسپولیس رو هر فوتبالدوست ایرونی می دونه.
نفرات عكس ذیل، اون روزها بهترین های فوتبالمون بودند كه اكثرا در جام ملتهای 96 (اون تیم رویایی محمد مایلی كهن) حضور داشتند، نفراتی مثل: احمدرضا عابدزاده، علی دایی، كریم باقری، مهدی مهدوی كیا، افشین پیروانی، یحیی گل محمدی، نعیم سعداوی، مهرداد میناوند، ادموند بزیك، علی افتخاری و بهروز رهبری فرد.

پی نوشت: دلمون برای پرسپولیس زلزله تنگ شده

